سلام دوستان گرامی

امروز بعداز 4تا امتحان سخت توی 3روز تونستم یک نفس راحت بکشم واینکه مابقی

مطالبم رو بنویسم.( البته نه همشون رو)

6.فونوویسم: درسال 1903 برعلیه امپرسیونیسم قیام کردومخلوطی از رنگهای

تند ودرهم بدون رعایت هیچ قاعده ای بکار می رود. ماتیس بهترین نقاش این مکتب

بودواین سبک با ایجاد کوبیسم رونق گرفت.

7. کوبیسم: این اسم را لویی واسل که یک منتقد هنری بود به مسخره بر روی یکی

از بزرگترین مکتبهای هنری جهان که موجب تحول عظیم درجهان گشت راگذاشت او این

اسم را ازروی یکی از نقاشی های ژرژبراک که پراز مکعب های کوچک بود برداشت درواقع

کوبیسم نوعی غلو در خطوط ورنگهاست ونقاش علاوه براینکه ظاهرجسم را میبیند باطن

آن را هم احساس می کند،دراین سبک بیشتر تاکید برنمایش ایده است یاواقعیت.

کوبیسم دونوع دارد: 1.کوبیسم تحلیلی  2.کوبیسم ترکیبی

کوبیسم تحلیلی:توجهی به رنگها نمی شود وتاکید بر روی فرآیندجستجوی بشری در

موضوعات آتلیه ای به ویژه  تصاویری از طبیعت بی جان است.

کوبیسم ترکیبی:رنگها ظهور میابند وهنرمندان ازکلاژ وبافتهای نامقبول سطح تابلوشان

راپرمی کنند.

دو عامل برظهور کوبیسم تاثیر بسزایی داشت: 1.تندیسهای آفریقایی 2.آثارمتاخران

کوبیسم موجب پدید آمدن سبکهای هنری بسیاری مثل فوتوریسم،ورتی سیسم و

سرچشمه هنر انتزاعی است.

8.فوتوریسم: به معنی آینده نگری است یکی ازجنبه های هنری قرن بیستم است

چیزهایی که در این سبک میبینید پیروزی انسان بر طبیعت است حرکت اشیا درست

مانند نوسانات نور یا صوت سبب افزایش ویاتغییر شکل آنهاست.

9.ورتی سیسم: به معنی دورانگاری است ویک جنبش هنری  دراوایل قرن بیستم

 دربریتانیا است،دورانگاری مدرنیسم را به عنوان یک سری خط نشان می دهند که چشم

رابه طرف وسعت تابلو می کشد.

10.استاکیسم: این سبک نیز با اهداف مدرنیسم در سال 1999 میلادی برای بازآفرینی

سبکهای مدرنیسم تاسیس شد وموسس این سبک بیلی چیلدش بود.

   \پاینده باشید\